محمد رضا واليزاده معجزى
771
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
دريافت و معلومات كافى كسب مىنمايد و بالاخره عازم خرمآباد مىشود . لازم است گفته شود كه اين اوقات لرستان سخت گرفتار هرجومرج ، حكومت مركزى بىنهايت ضعيف كشور نامنظم ، راهها فاقد امنيت ، خزانه خالى ، دخالت اجانب در امور داخلى علنى بوده ، و ملت در پنجه بىرحم فقر و فلاكت دست و پا مىزده است . در چنين شرايطى مسافرت از شهرى به شهر ديگر فوق العاده مشكل و على الخصوص مسافرت در حوزه لرستان قدمبهقدم متحمل خطر بود و در هر نقطه مسافر در دام گرفتار مىشد ، علاوهبراينكه اموالش را مىبردند خودش را هم لخت مىكردند و تازه جانش نيز در خطر بود . ويلسن براى آشنايى با فاضل خان ايلخانى و حسن خان ايل بيگى « 1 » به داخل ايل سگوند كه آن هنگام در خوزستان بودند رفت و چند روز مهمان اين دو خان مقتدر سگوند بود و با صادق خان پسر حسن مانوس شد و غالبا با او به شكار مىرفته [ است ] . « 2 » ويلسن همچنان در فكر خرمآباد بود تا اينكه سه نفر از كدخدايان قلاوند به نامهاى زكى [ ؟ ] و فاضل متعهد شدند او را در مقابل پنجاه ليره حق الزحمه صحيحا و سالما به خرمآباد برسانند و فاضل خان و حسن خان هم ضمانت كردند و ذيل قرارداد فىمابين را مهر زدند . ويلسن به اتفاق اين سه نفر به سوى خرمآباد حركت كرد و چون كدخدايان مزبور با خانه و احشام خود به راه افتاده بودند ، خيلى آهسته و با تانى راهپيمايى مىكردند و ويلسن هم از اين فرصت استفاده كرده با دقت ، نقشه صحيح عبور راهآهن و زمينهاى اطراف آن را برمىداشت . بهطورى كه مطلعين لرستان مىگويند مير عباس خان و مير رستم خان با جمعى ديگر از رؤسا و خوانين بالا گريوه جزو همراهان و بدرقهكنندگان ويلسن بودهاند ولى مشار اليه در كتاب خود نامى از آنها نبرده است . آنها در پانزده ماه مى 1911 به پل تنگ « 3 » رسيدند . در بين راه خبر رسيد كه ميرهاى بهاروند به منظور گرفتن راهدارى راه بر آنها بستهاند . چون وجه مورد مطالبه آنها در حدود همين مبلغى
--> ( 1 ) . فاضل خان و حسن خان روساى طايفه سگوند رحيم خان را در فصل مربوط به طايفه سگوند شناساندهايم . ( 2 ) . صادق خان پسر حسن خان جوانى باهوش و استعداد بود و ويلسن نيز اين معنى را تصديق كرده . مشاراليه بعد از فوت پدرش ، خاطر فاضل خان را از خود رنجانيد و بههمين سبب فاضل خان قهر كرده ، ميان سگوندهاى عالى خانى رفت و جانش را روى اين قهر گذاشت و صادق خان نيز كشته شد . ( 3 ) . پل تنگ محلى است در دامنه كبير كوه كه آب كشكان از آن مىگذرد . در اين محل بعضى جوانها از اين طرف رودخانه به آن طرف مىپرند . اين كار كه فوق العاده تهورآميز است خطر مرگ را نيز درپى دارد زيرا اگر از ارتفاع سى مترى در آب رودخانه كه بىنهايت تند و عميق است ، سقوط كنند غرق مىشوند .